تبلیغات
اکرام و احترام - آداب معاشرت در محیط مدرسه قسمت دوم

اکرام و احترام

گرامی ترین حَسَب، اخلاق نیکو است.» حسب انسان را اخلاق او تعیین می کند و گرامی ترین نژاد، نسب، حسب و هویت انسان «حسن خلق» اوست که همواره او را همراهی می کند.
آنچه می بایست در مدارس کشور ما صورت پذیرد ،ایجاد روحیه و فرهنگ تعامل پذیری با یکدیگر و تحمل افکار و اعتقادات دیگران است. در صورتی که دانش آموزان ،معلمین و حتی اولیاء بتوانند این فرهنگ را در دانش آموزان و در محیط آموزشی نهادینه سازند،در آینده افرادی انتقاد پذیر و با روحیه تعامل بیشتر و ارتجاع پذیر خواهیم داشت. در سال تحصیلی اخیر همانگونه که واقفیم رئیس جمهور محترم پرسش مهر را طوری عنوان کرد که به بررسی این موضوع پرداخته شود. با توجه به وضعیت دنیای کنونی در کشور ما می بایست دانش آموزانی تربیت شود که در دنیای آینده بتوانند ارتباط کامل و دقیقی با دنیای پیرامون برقرار سازند. چرا که آنان دولتمردان آینده کشور هستند و آینده کشور به دست آن هاست. در صورتی که بتوانند از روحیه تعامل و احترام به یکدیگر برخوردار شوند از آینده مطمئنی در کشور برخوردار خواهیم بود.

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

انتظار فرج

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:1

  • نویسندگان:

آداب معاشرت در محیط مدرسه قسمت دوم

قسمت دوم 
مدرسه، شکل دهنده و سازنده فردای نسل جدید ما است و همان طور که خواندن و نوشتن و حساب و هندسه و تاریخ و جغرافی و فیزیک و شیمی و مهارت های لازم را آموزش می دهد، آداب زندگی و نیازهای معنوی ـ اجتماعی زندگی فردا را نیز به نوجوان می آموزد. در حقیقت، شکل و نوع جامعه فردای نوجوانان ما ابتدا در خانه و آن گاه در مدرسه ترسیم می شود.

1. اخلاص:

نوجوانان عزیز در مجموع فعالیت های فرهنگی و علمی خود اولین چیزی که باید به آن توجه داشته باشند، اخلاص و کار را برای رضای خدا انجام دادن است. در نظر گرفتن هدف های زودگذر و کم بها مانند: رسیدن به مال و مقام و یا برتری یافتن بر رقیبان و غیر آن، زیان کاری است و انسان را از رسیدن به نتیجه مطلوب و ماندگار باز می دارد.پیامبر گرامی اسلام می فرماید: اگر کسی در راه کسب علم و دانش، که باید آن را با هدف رسیدن به رضایت و خشنودی خدا انجام دهد، به دنبال هدفی دیگر باشد و بخواهد از راه علم و دانش به هدف های دنیوی دست یابد، در روز قیامت بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.

2. نظافت و آراستگی:

دومین نکته مورد نظر که نوجوان باید در کلاس به آن توجه کند، نظافت و پاکیزگی است. (اسلام به نظافت تشویق کرده و گفته است: سالنظافة من الایمانز. پیغمبر شخصی را دید در حالی که موهایش ژولیده و جامه هایش چرکین بود و حال خوشی نداشت. فرمود: سمن الدین المتعة; یعنی تمتع و بهره بردن از نعمت های خدا جزو دین استز.و هم آن حضرت فرمود: سبئس العبد القاذورة یعنی بدترین بنده، شخص چرکین و کثیف استز.

امیر مؤمنان(ع) فرمود: سان الله جمیل ویحب الجمال; خداوند زیباست و زیبایی را دوست می دارد.امام صادق(ع) فرمود: خداوند زیبا است و دوست می دارد که بنده اش خود را بیاراید و زیبا نماید و برعکس، فقر و تظاهر به فقر را دشمن می دارد. اگر خداوند نعمتی به شما عنایت کرد، باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد. به آن حضرت گفتند: چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد؟ فرمود: به این که جامه شخص، نظیف باشد، بوی خوش استعمال کند، خانه خود را با گچ سفید کند، بیرون خانه را جاروب کند; حتی پیش از غروب، چراغ ها را روشن کند که بر وسعت رزق می افزاید.)

نظافت و آراستگی دو نوع است:

الف) نظافت ظاهری:این نظافت همان است که به طور مستمر و همه روزه و یا هفتگی به آن توجه می شود; از قبیل: پوشیدن جامه های نظیف، شست وشوی دست و صورت، حمام رفتن، ناخن گرفتن، خوش بو کردن بدن و لباس به منظور رفاه حال دوستان و هم کلاسی ه، کوتاه کرده موی سر و غیر آن، که برای شاداب کردن محیط انجام می شود.

ب) نظافت باطنی:این نظافت به روح و روان انسان مربوط است که از طریق نام و یاد خدا به هنگام حضور در کلاس درس و با وضو بودن حاصل می شود. (چه زیبا و با شکوه است آن زمان که معلم و شاگردان قبل از حضور در مدرسه و کلاس وضو می گیرند و به قصد قربت در کلاس درس حضور می یابند و معلم با نام خد، یاد خدا و برای خدا درسش را آغاز می کند. مسلماً شاگردان این کلاس در مقایسه با دانش آموزان مشابه صرفاً به دلیل همین نیت و حرکت عبادیِ محسوس، پیشرفت تحصیلی شایان توجهی خواهند داشت.)

3. رعایت نظم:

نظم، یکی از عوامل موفقیت انسان است. بزرگان دین در مورد نظم بسیار سفارش کرده اند. امیر مؤمنان علی(ع) در آخرین وصایای خود به فرزندان و پیروان خود فرمود:(شما و همه فرزندان و خاندانم و هرکس را که نامه ام به او می رسد، به تقوای الهی و نظم در امور سفارش می کنم.)بی نظمی، سرمایه های انسان را تباه و زندگی را با اختلال روبرو می کند و نشان بی برنامگی است. کسانی می توانند با نظم باشند که برای خود برنامه دارند و برای هر کاری وقتی را تعیین می کنند و برای هر موضوعی آغاز و پایانی را در نظر می گیرند و می دانند چه وقت باید به درس و مطالعه و تحقیق بپردازند و چه زمانی استراحت کنند و نیز زمان خروج از خانه برای رسیدن به محل کار و یا مدرسه و برعکس، برای آنان مشخص است.

تنظیم برنامه برای شبانه روز، نه تنها از تلف شدن وقت و از دست رفتن فرصت ها جلوگیری می کند، بلکه به انسان این امکان را می دهد تا در وقت صرفه جویی کرده و کارهای بیشتری را انجام دهد. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: (التقدیر نصف العیش; برنامه ریزی، نیمی از زندگی است.)نوجوانان عزیز می توانند با برنامه ریزی در زندگی تحصیلی خود از نظم و هم آهنگی و مزایای آن بهره مند شوند و با مردان بزرگ که یکی از برجستگی های زندگی آنان منظم بودن و برنامه داشتن است، همگام شوند.

4. معاشرت با دوستان شایسته:

دوست، سرمایه زندگی است و یکی از عوامل خوش بختی انسان به شمار می رود. معاشرت و هم نشینی با دوستان شایسته، موجب رشد و کسب شخصیت اجتماعی است. دوستانی که از حیث درسی و اخلاقی شایسته اند می توانند بهترین بازوی موفقیت برای انسان به شمار روند و می توان با تکیه بر نیروی آن ها در مسائل مختلف زندگی به تبادل نظر و همکاری پرداخت.در دوران نوجوانی نیاز به دوست از هر دوره ای بیشتر احساس می شود. نوجوان با قدم گذاشتن به اولین مراحل زندگی اجتماعی و برای برآوردن نیازهای طبیعی و اجتماعی خود می تواند با بهره گیری از تجربیات و هنر و خلق و خوی دوستان شایسته و مهارت ها و امکانات آنان، استعدادهای خود را شکوفا کرده و مجموع نیروها و توان خود را برای آینده ای روشن به کار گیرد. پیامبر گرامی اسلام فرموده اند: (المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل; هرکس اثرپذیر از دین و روش دوست خود است، پس هر یک از شما باید ببیند با چه کسی دوست می شود.نوجوانان عزیز باید در انتخاب دوست دقت کنند و با توجه به معیارهای مورد نظر مانند: بهره مند بودن از عقل و خرد، سلامت روح، عفو و گذشت و پایبندی به عهد و پیمان، خوش رویی، خوش زبانی و تواضع و فروتنی، از میان افراد کلاس با کسانی دوست شوند که در داشتن این صفات از دیگران قوی تر باشند.

5. تقلب نکردن:

قرآن کریم راه اساسی برای دست یابی به موفقیت در امور مختلف زندگی ر، کار و کوشش معرفی کرده و می فرماید: (لیس للانسان الا ماسعی;برای انسان پاداشی جز آن چه خود کرده است، نیست.) رسیدن به مدارج علمی و تخصص و کمالات معنوی که از هدف ها و آرمان های مهم نوجوان به شمار می رود، جز از طریق فعالیت مستمر و تلاش خستگی ناپذیر حاصل نمی شود.

بخـور تا توانی به بـازوی خویش که سعیت بود در ترازوی خویش

هرچه انسان زحمت بکشد و رنج و مشقت تحمل کند، به همان میزان در ترازوی عمل او اندوخته می شود و می تواند از نتایج آن بهره مند گردد.آنان که راهی جز این جست وجو می کنند و می خواهند از راه تقلب و حیله و نیرنگ به جایی برسند، سخت در اشتباهند و هنگام بازده اعمال و زمانی که باید از تخصص و مهارت و اندوخته های علمی خود در راه خدمت رساندن به مردم و امرار معاش استفاده کنند، به اشتباه خود پی خواهند برد و بر کار نادرست خود افسوس خواهند خورد و به این نکته می رسند که:

نابـرده رنـج گنـج میسـر نمی شـود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

توجه داشته باشید که تقلب علاوه بر این که کار بسیار زشت و ناپسندی است، به نوعی تجاوز به حقوق دیگران نیز شمرده می شود و افراد متقلب با حیله و نیرنگ و به ناحق در رتبه بالاتر از آن چه شایسته اند، قرار می گیرند و جای دیگران را اشغال می کنند و البته باید از عواقب این گونه حق کشی ها نیز در هراس باشند.

6. رقابت و نه حسادت:

از یک نگاه، کلاس درس همانند میدان مسابقه ای است که شرکت کنندگان در مسابقه می کوشند در یک رقابت سالم از یک دیگر پیشی بگیرند. این مسابقه وقتی سالم و به شکل صحیح انجام می شود که شرکت کنندگان در آن به فکر زیان رساندن به یک دیگر نباشند و آنان که به هر دلیل عقب مانده اند تلاش کنند خود را به دیگران برسانند، بدون این که به افراد جلوتر آسیبی برسانند.از دیدگاه اسلام کسانی که در این رقابت ها در فکر آسیب رساندن به دیگران هستند، بدون این که در اندیشه پیشرفت خود باشند، گرفتار صفت زشت حسادت می باشند.استاد شهید مرتضی مطهری(ره) می فرماید: (آدم حسود وقتی خیر و نعمتی را در دیگری می بیند، همه آرزویش این است که از او سلب نعمت شود. فرد حسود درباره خودش فکر نمی کند، اما انسان سالم غبطه دارد نه حسد، او همیشه درباره خودش فکر می کند که جلو بیفتد.

اگر یک انسان همیشه در فکر این باشد که خودش جلو بیفتد، سالم است. این دلیل بر عیب نیست، اما اگر کسی همیشه در این اندیشه است که دیگری عقب بفتد بیمار است.در روایتی امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید: (الحسود دائم السقم وان کان صحیح الجسم; حسود پیوسته در رنج و ناراحتی است، گرچه جسم او سالم باشد.)کسی که گرفتار حسادت است، مجال فکر و اندیشه ندارد، بدگو و بدخواه است، اگر توانست، رقیب خود را از راه بدگویی و غیبت ساقط می کند و اگر موفق نشد، از طریق تهمت و نسبت های ناروا وارد می شود و اگر از راه تهمت هم نتوانست، خیانت و جنایت را پیشه خود می کند و حتی ممکن است خود را نابود کند.توجه داشته باشید که تبدیل کردن کلاس درس به میدان حسادت، مایه عقب افتادگی است و آسایش و راحتی را از انسان سلب کرده و دوستی ها را به دشمنی تبدیل می کند; پس باید از آن اجتناب کرد.

7. پرهیز از تقلید کورکورانه:

نوجوان در مرحله گذر از دوران کودکی با مسائل مختلفی روبرو است، که یکی از آن ها تأثیرپذیری از محیط و اطرافیان است. آنان چون آگاهی و تجربه کافی ندارند، در راه کسب شخصیت اجتماعی و رسیدن به مرحله بلوغ و رشد، بیشتر از هر چیز در معرض تقلید از دوستان قرار دارند و چه بسا می کوشند رفتار خود را با رفتار آنان هم آهنگ سازند، مانند آنان آرایش کنند، لباس بپوشند، راه بروند، حرف بزنند و غیر آن.این نوع رفتار چون بیشتر اوقات با انتخاب و آگاهی صورت نمی گیرد، زیان بار و مشکل آفرین است. تقلید کورکورانه و دنباله روی های نابه جا با روح خلاقیت و آزادمنشی سازگار نیست و با لطمه زدن به استقلال و شخصیت انسان، او را همواره در حد یک انسان بی اراده و زبون و دنباله رو نگه می دارد.

باید توجه داشت که شرایط زندگی و سلیقه و خصوصیات روحی افراد با یک دیگر متفاوت است و هر فردی در موقعیتی ویژه قرار دارد; یکی زرد می بیند، یکی سفید، یکی آرام است و یکی پر تحرک، یکی با توجه به درآمد خانواده می تواند هر از چند گاه لباس خود را تغییر دهد و یکی باید با توجه به وضعیت اقتصادی، در امر معاش و لباس و مخارج زندگی صرفه جویی کند، یکی در خانواده ای کشاورز و با شرایطی خاص زندگی می کند و یکی در خانواده ای دیگر.به طور کلی هر یک از ما انسان ها شخصیتی مستقل داریم و باید آن گونه که خود انتخاب می کنیم و می پسندیم و با توجه به منفعت و مصلحت و فرهنگ خود، رفتار و کارهایمان را تنظیم کنیم و این نکته مهمی است که نوجوانان عزیز باید در کلاس درس که زمینه برای تقلید نابه جا و پیروی های ناسنجیده بیشتر از جاهای دیگر فراهم است، به آن توجه کند.

8. کنترل زبان:

زبان، عضوی فعال از بدن ما است که هم می توان در راه خیر از آن مدد گرفت و هم در راه شر. کارهای خوب زبان عبارت اند از: تلاوت قرآن، ستایش و شکر خد، راست گویی، سلام گفتن، بازداشتن افراد از بدی ه، راهنمایی دیگران و غیر آن.کارهای بد زبان فراوانند که برخی از آن ها در کلاس درس و محیط دوستی ها بیشتر بروز می کنند; مانند:

1. دروغ گفتن;

2. تهمت زدن;

3. سخن چینی و اسرار دیگران را فاش کردن و در اصطلاح دو به هم زنی و بین دوستان جدایی انداختن;

4. بد زبانی و فحاشی و ناسزاگویی;

5. شکایت ها و فضولی های بی مورد به قصد آزار و اذیت رساندن به دیگران;

6. مسخره کردن و آبروی دیگران را ریختن;

7. دل شکستن و تحقیر دیگران با الفاظ نامناسب و غیر اخلاقی.

متأسفانه هیچ یک از ما کارهای زبانی خود را به حساب نمی آوریم و چه بسا اگر از هر یک از ما بپرسند که امروز چه کرده اید، اشاره ای به کارهای زبانی خود نمی کنیم; این در حالی است که گفته ها و سخنان ما از اعمال ما به شمار می روند و باید روزی پاسخ گوی آن باشیم.گفته های نابه جا و بدزبانی های ما در بسیاری موارد مشکل سازند و روابط دوستانه را به روابط خصمانه تبدیل می کنند و همین نکته ما را وادار می سازد تا از این عضو فعال بدن مراقبت بیشتری به عمل آوریم. امام زین العابدین(ع) می فرماید: (زبان فرزندان آدم هر روز به دیدن سایر اعضای بدن می رود و حال آنان را می پرسد. آنان می گویند: حال ما خوب است در صورتی که تو ما را رها کنی و بعد زبان را قسم می دهند و می گویند: پاداش و عذاب ما به دلیل تو است.


نظرات

    • حمید خوشحال

      سلام
      متشکرم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.