تبلیغات
اکرام و احترام - سر كلاس با دوستان و معلم خود چگونه اخلاقی باید داشته باشیم؟

اکرام و احترام

گرامی ترین حَسَب، اخلاق نیکو است.» حسب انسان را اخلاق او تعیین می کند و گرامی ترین نژاد، نسب، حسب و هویت انسان «حسن خلق» اوست که همواره او را همراهی می کند.
آنچه می بایست در مدارس کشور ما صورت پذیرد ،ایجاد روحیه و فرهنگ تعامل پذیری با یکدیگر و تحمل افکار و اعتقادات دیگران است. در صورتی که دانش آموزان ،معلمین و حتی اولیاء بتوانند این فرهنگ را در دانش آموزان و در محیط آموزشی نهادینه سازند،در آینده افرادی انتقاد پذیر و با روحیه تعامل بیشتر و ارتجاع پذیر خواهیم داشت. در سال تحصیلی اخیر همانگونه که واقفیم رئیس جمهور محترم پرسش مهر را طوری عنوان کرد که به بررسی این موضوع پرداخته شود. با توجه به وضعیت دنیای کنونی در کشور ما می بایست دانش آموزانی تربیت شود که در دنیای آینده بتوانند ارتباط کامل و دقیقی با دنیای پیرامون برقرار سازند. چرا که آنان دولتمردان آینده کشور هستند و آینده کشور به دست آن هاست. در صورتی که بتوانند از روحیه تعامل و احترام به یکدیگر برخوردار شوند از آینده مطمئنی در کشور برخوردار خواهیم بود.

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

انتظار فرج

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:1

  • نویسندگان:

سر كلاس با دوستان و معلم خود چگونه اخلاقی باید داشته باشیم؟

پاسخ : 
انسان موجودى كمال جو و تعالى‌پذیر است. كمال آدمى بر اثر حسن انجام وظایفى به دست مى آید كه به علت روابط گوناگون او با خود، خداوند و همنوعان ایجاد شده است. این روابط به ترتیب عبارتند از: رابطه انسان با خود، رابطه با خدا و رابطه با دیگران. انسان موجودى اجتماعى است و نیازمند معاشرت، تبادل افكار و ایجاد روابط نیكو با همنوعان است و بر اثر همین معاشرتها و تبادل افكار روابط انسانى شكل مى‌گیرد و فرهنگ انسانى هویت خود را آشكار مى‌سازد، در دیدگاه اسلامى، جامعه و روابط انسانى آن، رنگ الهى و عبادى به خود مى‌گیرد و همه جنبه‌هاى گوناگون رفتار آدمى در جهت نیل به هدف نهایى كه انسان كامل شدن است، معنا و مفهوم مى‌یابد. 
Image result for ‫کلاس درس دوستانه‬‎
انسان موجودى كمال جو و تعالى‌پذیر است. كمال آدمى بر اثر حسن انجام وظایفى به دست مى آید كه به علت روابط گوناگون او با خود، خداوند و همنوعان ایجاد شده است. این روابط به ترتیب عبارتند از: رابطه انسان با خود، رابطه با خدا و رابطه با دیگران. انسان موجودى اجتماعى است و نیازمند معاشرت، تبادل افكار و ایجاد روابط نیكو با همنوعان است و بر اثر همین معاشرتها و تبادل افكار روابط انسانى شكل مى‌گیرد و فرهنگ انسانى هویت خود را آشكار مى‌سازد، در دیدگاه اسلامى، جامعه و روابط انسانى آن، رنگ الهى و عبادى به خود مى‌گیرد و همه جنبه‌هاى گوناگون رفتار آدمى در جهت نیل به هدف نهایى كه انسان كامل شدن است، معنا و مفهوم مى‌یابد. آداب معاشرت از نظر اسلام را مى‌توان در دو مرحله‌ى «اندیشه» و «عمل» خلاصه كرد. مرحله اندیشه به این معناست كه مسلمانان باید صفحه اندیشه و نیت خود را نه تنها نسبت به برادران دینى خود، بلكه نسبت به تمام انسانها و بلكه موجودات خدا، نیكو و زیبا گردانند و اندیشه خیرخواهى، نصیحت، دوستى و سعادت آنها را در سر بپرورانند و از نقشه كشى و توطئه چینى بر ضرر آنان بپرهیزند. امام على(ع) در این مورد مى‌فرماید: خداى سبحان دوست دارد كه نیت انسان درباره همنوعانش نیكو و زیبا باشد. شرح غرر الحكم، ج 2، ص 667.) 

امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خود در مورد حق آموزگار می فرمایند: 

اما حق معلم وآموزگار تو این است كه او را بزرگ داری و مجلس او را محترم شماری گفته های او را خوب گوش دهی و فراگیری و بدو روی آوری او را كمك كنی نا آنچه را كه از دانش و علم بدان نیازمندی به تو بیاموزد. به تو یاد بدهد كه عقل و اندیشه ات را فارغ سازی و فهم و زیركی ات را به كار گیری و دل را پاكیزه كنی و چشم را با ترك شهوات جلا و روشنائی بخشی و بدانی كه تو نسبت به آموخته هایت از او فرستاده ای هستی به نزد آنان كه از دانش بی بهره اند . آموخته هایت را باید خوب به دیگران انتقال دهی و هرگز در این رسالتی كه بر عهده گرفته ای خیانت نورزی.(كتاب سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام)

مرحله عمل: اسلام در مرحله عمل براى تنظیم روابط اجتماعى انسانها آداب و وظایفى قرار داده و پایه آن را بر ایمان به خدا و تقویت روح فضیلت و انسانیت بنا نهاده است. بسیارى دوست دارند در ارتباط با همنوعان خویش زندگى موفقى داشته باشند، ولى به جهت ناآگاهى از چگونگى معاشرت و آداب آن و نیز رعایت نكردن آن آداب، توانایى برقرارى روابط مناسب و اسلامى را از دست مى‌دهند و به ناچار منزوى مى‌شوند. بنابراین شناخت این آداب در مرحله عمل و توانایى ایجاد ارتباط مناسب با قشرهاى مختلف جامعه از اهمیت بسیارى برخوردار است. امیرمؤمنان در یك دستور، خطوط كلى آداب معاشرت در مرحله عمل را این چنین بیان مى‌كند: خویشتن را میان خود و دیگران میزان قرار ده؛ آن چه را براى خود مى‌خواهى، براى دیگران بخواه و آن چه را براى خود خوش نمى‌دارى، براى دیگران نیز خوش مدار. به كسى ستم نكن، چنانكه دوست ندارى به تو ستم شود و به دیگران نیكى كن همان‌گونه كه دوست‌دارى به تو نیكى شود. نهج‌البلاغه، نامه 31، بند 28.) 

آداب معاشرت در مرحله عمل، بحث بسیار گسترده‌اى است كه این نامه گنجایش آن را ندارد. ما فقط بطور خلاصه مواردى از آنرا در اینجا ذكر مى‌كنیم:

1ـ احترام به دیگران: احترام به معنى عدم تجاوز به حقوق آنان است كه شامل احترام به جان، مال، ناموس و آبروى آن‌ها مى‌شود. پیامبر اسلام(ص) در حدیثى فرمودند: مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبان او در آسایش باشند، یعنى در رفتار و گفتار خود هیچ زیانى به دیگران نرساند و حقوق چهارگانه آنان را حفظ كند.

2ـ سلام و احوال‌پرسى: شایسته است یك مسلمان هنگام دیدار برادران دینى خود، با سلامى آرامش بخش و شادى آفرین، آنان را شاد و مسرور سازد و به این وسیله روابط اجتماعى خود را تحكیم بخشد.

3ـ زیبایى كلام: ما در سخن گفتن با دیگران دو وظیفه داریم؛ اول: سخنان خوب بگوییم و از سخنان زشت و خلاف ادب پرهیز كنیم. دوم: خوب و زیبا سخن گفتن: گاهى انسان سخنان خوبى دارد ولى آن‌ها را درست بیان نمى‌كند. چنانچه شاعر گوید: هر سخن جایى و هر نكته مكانى دارد. به همین جهت در روایات بسیار سفارش شده كه قبل از سخن گفتن، كاملاً فكر كنید تا نسنجیده سخنى نگویید. چه بسا سخن حقى كه در محل نامناسبى بیان شود و باعث بروز مشكلات فراوانى گردد.

4ـ مزاح و شوخى: اسلام براى مزاح و شوخى هم آداب خاص دارد. مزاح و شوخى چون باعث خنده و شادى مى‌شود یكى از بهترین عوامل آرامش روانى و رفع خستگى روحى محسوب مى‌شود و سبب ایجاد پیوند دوستى بین افراد مى‌گردد. پیامبر خدا و اهل بیت او نیز اهل مزاح و شوخى بوده‌اند و براى رفع خستگى و كسالت افراد از آن استفاده مى‌كردند ولى همانطور كه گفتیم آداب و قوانین خاص هم براى آن قرار داده‌اند.

اولاً: باعث آزار و اذیب طرف مقابل نشود، ثانیا": غیبت یا تمسخر مسلمانى در آن نباشد. ثالثا": زیاده‌روى و افراط در آن نكنند كه باعث مى‌شود هیبت و وقار شخص لكه‌دار شود و ارزش او را در بین مردم پائین آورد.

5ـ رعایت شئون اجتماعى مانند: پاكیزگى، وقار، احترام به بزرگترها، نظم و انضباط، وفاى به عهد، رازدارى، مهربانى و گذشت كه میزان نفوذ انسان را در دیگران بالا مى‌برد.

6ـ موارد ویژه: در آداب معاشرت گرچه بر ما لازم است نسبت به همه انسانها و بلكه همه موجودات خیرخواه و مهربان باشیم، ولى دین اسلام در بعضى از موارد تأكید بیشترى كرده است مانند : 

1ـ صله رحم و رسیدگى به اقوام و آشنایان و از همه مهمتر اعضاى خانواده 2ـ همسایه‌دارى و رعایت حقوق آنان 3ـ مهماندارى و آداب پذیرایى از آنان 4ـ عیادت مریض و رسیدگى به مشكلات او 5ـ تشییع جنازه و تسلى دادن به بازماندگان و رسیدگى به مشكلات آنان.

هر كدام از موارد فوق داراى مطالب و فروع فراوانى است كه احتیاج به توضیح و مطالعه وسیعى دارد ولى از مجموع آن‌ها مى‌توان نمایى كلى از آداب معاشرت اسلامى را بدست آورد.

7ـ آفات معاشرت: مطلب دیگر این كه معاشرت با دیگران اگر در قالب رفت و آمد صورت گیرد، مانند صله رحم و رفت و آمد فامیلى و نیز معاشرت با دوستان و آشنایان، ممكن است داراى آفات و مضراتى هم باشد كه بى‌توجهى به آن آثار زیانبارى به دنبال دارد. بنابراین لازم است این معاشرت‌ها دقیق و حساب شده باشد. ما در اینجا به بعضى از نكات مهم در این زمینه اشاره‌اى مى‌كنیم:

1ـ پرهیز از گناه: رفت و آمدها و معاشرت‌ها زمانى مفید و مؤثر و موجب خشنودى خداوند خواهد بود كه سبب گناه نباشد. چه بسا مهمانیهایى كه در آن شئون اسلامى رعایت نمى‌شود و بطور مثال حریم بین زن و مرد از بین مى‌رود. شركت در این جلسات براى خانواده‌ها و خصوصا بچه‌ها، بسیار خطرناك خواهد بود.

2ـ پرهیز از مزاحمت و تشكیل جلسات پر هزینه؛ چه بسا افرادى به بهانه صله رحم و رفت و آمد، سبب تحمل زحمت و مخارج زیادى به فامیل مى‌شوند. اینگونه معاشرت‌ها نه تنها جلب محبت نمى‌كند بلكه باعث دشمنى و كینه مى‌شود.

3ـ پرهیز از خوشرویى و خوش اخلاقى بیجا: یكى از آداب معاشرت، خوش اخلاقى و خنده رو بودن است، به شرطى كه به جا باشد. اما در مواردى خوش اخلاقى و خنده‌رو بودن، سبب سوء استفاده افراد مى‌شود و آنان را در انجام وظایف خود سست مى‌كند. بطور مثال اگر معلم دائما با بچه‌ها شوخى كند و سختگیرى را به بهانه خوش اخلاقى كنار بگذارد، بچه‌ها دست از درسى بر مى‌دارند و هیچكدام به آن اهمیت نمى‌دهند. سپس حسن معاشرت همیشه به معناى خوشرویى و خنده رویى نیست. به همین جهت در روایتى آمده كه با گناهكاران چهره‌اى عبوس داشته باشید تا از كارهایشان دست بكشند. وسائل، ج 11، ص 413.) 

www.morsalat.com

نظرات

    • حمید خوشحال

      سلام
      بحث تعادل بنده رو به یاد این بیت شعر از گلستان انداخت
      (( اندازه نگه دار که اندازه نکوست/ هم لایق دشمن است و هم لایق دوست ))
      بازم متشکرم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر